قلم روايت ميکنه از نبرد کاره و دلاوری سورنا سپهسالار پارتی و تلافی ماراتون اونم چه جورش که روميا سکته کردن از ترس...
سال ۵۵قبل از ميلاد بود زمان سلطنت شاه دلاور ايران ارد يکم در اين سال ارتش روم وارد ايران شد شکست بدی خورد برای جبران اين شکست کراسوس کنسول روم در شرق و شاه ارمنستان ارتاوادس قصد حمله کردن به ايران ارد شاه صلح جو ايران درخواست صلح داد به توسط سفيرش در سلوکيه کراسوس گفت نيت خود را سلوکيه خواهم گفت ...سفير ايران گفت اگر از کف دست من مویی برويد تو سلوکيه خواهی ديد پير مرد..
کراسوس با چهل و دوهزار رومی و سپاهيان گل (فرانسه)اسپانياو يونان و جمعی عرب به قصد ايران امد قشون ايرانی از خراسان و اذربايگان لرستان خوزستانو گيلان و کرمانشاهان و مازندران بسيج شدند ودر راس انان سورنا جوان ايرانی بود مردی بلند بالا و با موی بلند و ظريف که اگر از پشت او را ميديدن فکر ميکردند زنی است زيباو بلند بالا .

ارتاوادس ارمنی تعهد داد به روم شانزده هزار سواره دهدو سی هزار پياده اما قبل از اينکار به تير خشم لشکر خراسان و گيلان و مازندران گرفتار شد و ارد با سی هزار نيروپياده به ارمنستان وارد شد و شکست فاحشی به ارتاوادس دادو او نه تنها قشون نتوانست بفرستدبلکه کل ارتش هشتاد هزار نفری وی نابود شد.
کراسوس وارد بيابان شد و فريب اعراب طرفدار ايران را خورد و در راه نيز مورد دستبرد اعراب حامی ايران واقع شد و يکی از شيوخ عرب نيز راه وی بدانجا نشان دادکه سورنا با قشون اماده منتظر بود .و تا نزديک کاره يا حران پيش رفت.ناگهان سورنا پيداشد با شش هزار سوارهروميان خيال کردند قشون ايران همانست و بدون تامل يورش بردندرومیان تشنه و خسته وارد گرداب شدندگرداب سورنا تيراندازن پارتی حمله ميکردندو روميان عاجز از صدای طبل و فرياد پارتيان مردان دلاور گل به خاک افتادندو گويند با يک نيزه سرباز ایرانی ۳مرد قوی هيکل گل کشته ميشدند..
و پارتيان با اسلوب جنگ و گريز و نبرد سنگين روم را شکست دادند کراسوس که نابود شد در اين حال فابيوس فرزند کراسوس که جنگ زير نظر ژوليو سزار اموخته بود (يوليوس) وارد گرداب شد و به رغم شجاعت با هزارو چهارصد سرباز مغلوب يک گردان ششصد نفره سواره نظام سنگين پارت شدو کشته شد و کراسوس فرمان حمله داد که سر پسرش ديد بر سر نيزه و اوکتاويوس فرار کرد و کراسوس سمت کوه رفت به مدد اعراب ولی باز گرفتار حيله اعراب طرفدار ايران شد وسورنا را ديد با سواره سبک پارتی منتظر خودو کراسوس شکست يافت و با سورنا به قصد صلح حرکت کرد.
روميان نگران کراسوس شده و با ايرانيان درگير شدند و کراسوس کشته شد روميان متوحش شده فرار کردند و خود را به اب انداختند و اسرای که به دست ايران اسير شدندبه مرو رفتند و اسرای که گير اعراب افتادند شدند برده يا کشته شدند و جمعا بيست و دو هزار رومی کشته شدند.
سر کراسوس به مجلس عروسی پاکر فرزند ارد در ارمنستان بردند و در پيشگاه ارد انداختند و نمايشنامه نويس يونانی ضد روم اوریپيد تصنيف زيبا اجرا کرد در اين مورد.و اين فتح اثر غريبی در دنيا کرد و افسانه شکست ناپذیری روم را بر باد فنا داد. ((هر کس با ايران در افتاد عاقبت ور افتاد))... *و اين شکست به روم فهماند جنگ با ايران و ارتش منظم ايران مانند نبرد با اقوام وحشی گل يا ژرمن نيست بلکه حتی فکر ان نيز اشتباه است*