
درباره شاپور بزرگ مينويسم شاپور بزرگ ساسانی مرد بزرگ تاريخ ايران از سال ۳۱۰ميلادی تا ۳۷۹ميلادی خود بخوان و شادمان شو از داستان نيک مرد ايران زمين کزو برتر نيامد در ساسانی پديدجز نوشيروان پاک روان.
اين مرد وقتی شاه شد که ايران زمين دگرگون شد عرب از جنوب و روم از غرب و هون نو از شرق قصد ايران زمين بکردموبدان و سران تاج بر جنين همسر هرمز بگذاشتند و چون گام بر کيهان نهاد به شکرانه گام مبارکش شاپور نام نهادنداو. عرب از بيمش خواب بر چشمش نرفت گرومبيات شاه هون سردارش بگشت روم ازشاپور ايمن نبود.
در ايام خردسالی وی عرب به ايران هجوم اورد و ايران نتوانست مقابله کند خطر بزرگ بودشاپور به سن رشد رسيدارتش ايران زمين مهيای نبرد کرد از امارد تپور ديلمو از اذربايگان و ری خراسان و پارسه لشکر بياراست به بحرينو تيسفونو حجاز لشکر برد در فتح بزرگ ايران زمين لشکر عرب منکوب و مغلوب شد و اعراب الاحساکه شرهوای جهانگيری داشتند مغلوب شدند و گوينداز بس ستم کار بودندو اعراب نيز از اين مردمان وحشی ناراضی شاپور بزرگ امر داداسرا را کتفشان سوراخ و زنجير رد کنند ..در سال ۳۴۱ با روم وارد جنگ شد به علت حمايت روم از ارمنستانو تلافی شکست نرسی در ۴۰ سال قبل ارتش ايران با ۸۰هزار سپاه اذربايگان و ۲۰هزار ديلمی و گيلاني و مازندرانی و ۶۰ هزار نيروی کرمانشاهی و لرستانی سلحشور از مرزهای دجله گذشت و شهر سنجار را تصرف کرد و نصيبين محاصره خبر هجوم هونها رسيد به مرز شرقی روان شد و گرومبيات شاه هون پس از شکست و بعد از اينکه به حمايت ايران خوشبين گرديد به هييت افسر ساسانی درامدو در رکاب شاپور خوش درخشيددوباره ارتش ايران با همان نيروی زبده قبلی به دياربکر امد و مورخی رومی گويد صبح از خواب برخاستيم ايرانيان دوروبر شهر بودند زره های زرين انان مشخص بود همه جا بودند شاه براريکه تخت بود در نزديک تپه ای و افسران در اطراف وی و گرومبيات متحد روم و افسر ساسانی کنونی در رکاب شاه ايران ژولين بر گرومبيات لعنت فرستاد و اورا تهديد کرد ژولين نزديک تيسفون شدبا تلفات سنگين و دانست گرفتن ان شهر مشکل است ناچار فرار کرد و درراه فرار با لشکر ايران مصادف شد تا در ژوين سال ۳۶۳ سواره نظام روم مغلوب ايران شد و و ژولين به تير سواره ايرانی کشته شد
جانشين ابله وی ژوين با لشکر روم با ايران مصاف داد اما شکست فاحش روم از ایران در سرحدات روم و غارت ارمنستان و کشته شدن والی طرفدار روم توسط ارتش ايران و گرومبيات هون که طرفدار ايران بود باعث شد صلحی به دلخواه ايران منعقد شود و روم از تمام دعاوی زمان گالريوس صرف نظر کردو نصيبين و سکنارابه ايران داده شد و روم تعهد کرد در امور ارمنستان و ايبری دخالت نکند.
پس از اين قضيه شاپور به ايبری و ارمنستان رفت و حکمران انجا را اخراج کرد و امور ارمنستان به لشکر اذربايگان داد و بازگشت والنسس در سال ۳۷۵ به ايران يورش اورد اما در سال ۳۷۶ پس از نبردی در اذربايگان و شکست روم و تسخير سرحد روم در نصيبين و حومه شهر قرارداد به نفع ايران منعقد شد و روم تعهد کرد در ایران و ارمنستان دخالت نکند و امور ايبری و ارمنستان نيز از طرف ايران به خود ارامنه و گرجيان واگذار شد و ارتش اذربايگان و گيلان و مازنداران و هون از اين ۲استان خارج شد جز چند ساخلوی هون و گيلانی و اذری شاپور بزرگ انوشکروان در سال ۳۷۹ ميلادی به پرديس پاينده گام نهاد و رخت از اين دنيا فانی بست روزو شب بر شما یاران ايرانی پاينده و يزدان نگه دار همه شما